یکشنبه 20 اسفند1385

آمدی اكنون ...
كه مرده عشق من دیگر
و نامت در سرای قلب من پژواك دیرین را نمی یابد
آمدی اكنون كه دیگر نام تو آن رعشه های رنج و لذت را
به جان من نمی ریزد؟
دگر آهنگ نام تو به گوشم نغمه ای شیرین نمی خواند
و از نامت دلم دیگر نمی لرزد؟
زمانی نام تو
در اوج سرمای زمستان ! همچو خورشیدی درخشان
باغ پنهان دلم را نوبهاری كرد
زمانی نام تو
چون كهكشانی پر ستاره
آسمان تیره ی تنهاییم را نور باران كرد
زمانی نام تو
زیبا ترین شعر جهان را
در فضای خالی شب های من
پژواك كرد
(تو را من دوست می دارم )
كنون نامت برایم نیست
جز یك واژه ی بی معنی و
دیگر برایم هیچ . . .
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:50 AM توسط : مریم پاییزی
