پنجشنبه 5 بهمن1385
سیاهپوش حسینم ...! عالم همه قطره اند و درياست حسين
عالم همه بنده اند و مولاست حسين

فرات! شرمت باد
حال که از قطره ای نیز مضایقه کردی دیگر چرا موج میزدی؟؟
آب فرات موج نزن!
صدای العطش از خیمه ها برخاسته بود !
اما به خدای حسین سوگند که ایشان تشنه ی شهادت بودند ،
تشنه ی ایمان بودند نه تشنه ی آب!
فرات مقابل چشمانش چه اندازه داشت که خویشتن از ایشان دریغ کند؟؟
فقط به فرات بگویید : آب فرات موج نزن


دل من از روز ازل ، اسير يك نگاهه
حسين و دوست داره مگه ، خاطر خواهي گناهه
ديوونه ي حسينم و ويرونه ي حسينم
خراب و مست گوشه ي ميخونه ي حسينم
دل هر كي با ياري خوشه
يار دل ما حسينه
ترانه اي كه دل و ميبره
صداي يا حسينه
عقل از سر من پريده و ديوونگي جا گرفته
حرف اگه داري با خدا بزن
عقلم و خدا گرفته
منم یه روز عاقل بودم عشق تو مجنونم کرد
ز شهر عقل و عاقلا یکباره بیرونم کرد

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:50 PM توسط : مریم پاییزی

