سه شنبه 19 دی1385
تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند ... !
امروز رفتم نگامو انداختم به آسمون
دستامو بردم بالا
فریاد زدم
داد زدم
گریه کردم
شکایت کردم که ای خدا من اونو دوست داشتم
من اونو هنوز دوست دارم !
چرا اینجوری شد؟
چرا از پیشم رفت؟
چرا تنهام گذاشت؟
خسته شدم
افتادم رو زمین
شروع کردم به زار زدن و ناله کردن
یه دفعه یه صدایی از آسمون اومد که گریه نکن
اون که تو رو ول کرد خودش داره یه گوشه مثل تو گریه میکنه!!!!
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 4:20 PM توسط : مریم پاییزی

